| سیاوش جمادی: | |
| هایدگر روزمرگی را شیوه فرد غیراصیل میداند | |
| هایدگر در همان آغاز "هستی و زمان" تمام رفتارها را در دو گزینه خلاصه می کند؛ خود بودن یا خود نبودن. اگر ما خود بودن را انتخاب کنیم رویارویی ما با جهان و خودمان اصیل است در غیر این صورت ما فردی غیراصیل هستیم که بزرگترین شاخص آن روزمرگی است. | |
|
سیاوش جمادی درباره مفهوم "هرروزینگی" در "هستی و زمان" هیدگر گفت: روزمرگی یا هر روزینگی در متن "هستی و زمان" بخشی از مقومات وجودی فردی است که هایدگر که او را فرد نا اصیل نام گذاری می کند و عنوان خاصی به نام " دسمن " به او می دهد. هرروزینگی در واقع رفتار دسمن ها ست. مترجم اثر "هستی و زمان" در تعریف" دسمن" گفت : این واژه را به صورتهای مختلفی ترجمه کرده اند ، گاهی این واژه را به آنها یا فرد منتشر ترجمه می کنند ولی من آن را همگنان ترجمه می کنم. مفهوم هرروزینگی در "هستی و زمان" با روزمرگی که درزبان متداول مرسوم است ، تفاوت دارد. این مفهوم وقتی درست فهمیده می شود که جایگاه آن را در کل ساختار "هستی و زمان" ببینیم البته پس از "هستی و زمان" هایدگر کمتر مستقیما از این واژه (هر روزینگی) استفاده می کند. اینکه واژه دقیقا در کجای "هستی و زمان" قرار می گیرد نیاز به رجعت به ساختار کلی این کتاب دارد. وی در توضیح بیشتر مفاهیم مطرح در کتاب "هستی و زمان" اظهار داشت: "هستی و زمان" کتابی است که با روش پدیدارشناختی قصد دارد پاسخی به پرسش از معنای هستی پیدا کند. در نخستین صفحه بدون عنوان این کتاب نویسنده اعلام میکند که هدف تمهیدی و مقدماتی کتاب "هستی و زمان"، پاسخ به پرسش از معنای هستی به روشهای انضمامی در افق زمان است . در اینجا هستی به معنای هستی مقید یعنی هستی خاص یک هستنده نیست بلکه مراد هستی به ماهو هستی یا هستی به معنای اعم آن است. جمادی تصریح کرد: اما روش پدیدارشناسی اقتضا میکند که به هر حال پژوهش از خود چیزها آغاز شود بنابراین برای پاسخ به پرسش هستی باید هستنده ای جست که از حیث هستی شناختی و همچنین از حیث هستو مندی و همچنین از حیث "انتیک" و انتولوجیک انتیک (هستی شناختی و هستو مندی) اولویت و تقدم داشته باشد. وی افزود : این هستنده در واقع کسی جز خود انسان نیست اما نویسنده "هستی و زمان" ترجیح میدهد نامی را برای انسان انتخاب کند که دلالت صرفاً هستیشناختی داشته باشد. او در اینجا کلمه بسیار مشهور و کلیدی فلسفه خود یعنی دازاین را تعیین می کند. البته دازاین کلمه ای نیست که هایدگر برای اولین بار جعل کرده باشد این کلمه قبلا هم در زبان انگلیسی به کار رفته است و به معنای هستی و همچنین حیات و زندگی استعمال شده است. اما نویسنده "هستی و زمان" این واژه را به معنای لفظ به لفظ خود مراد می کند. این واژه از دو بخش تشکیل شده یکی " دا " که به معنی اینجا و آنجا و به معانی متنوع گوناگون دیگری است و دیگری" زاین" که به معنی بودن یا هستی است. بنابر این دازاین لفظ موجودی است که هم اینجاست و هم آنجا. این مفهوم درست یا غلط از دید هایدگر یعنی انسان که تنها موجودی است که هستی او دارای استعلاء است. این مولف و مترجم در خصوص جهت اولویت و تقدم دازاین در جستجوی زمان هستی افزود: دازاین در اینجا از آن رو اولویت دارد که تنها موجودی است که هستی برای خود او مسئله است. خواه خود بداند یا نداند. این موجود در مناسبت با هستی رفتاری دارد این رفتار در هر حال استعلایی است زیرا براساس انتخاب است. در واقع هر گونه رفتار دازاین مسبوق به توانش خواست هستی او یعنی اگزیستانس است. جمادی با بیان اینکه استعلاء در واقع همان اگزیستانس است اظهار داشت : اگزیستانس از خود برون ایستادن است. تنها انسان است که در مناسبت با هستی و جهان و در مناسبت با خود از خود فرا می رود ، گشوده است و در نتیجه دارای امکانات آینده و انتخاب است. وی افزود : هایدگر برای اینکه همه این رفتارها را به نحو خاص خود مقوله بندی کند در همان آغاز "هستی و زمان" تمام رفتارها و انتخاب ها را در دو گزینه خلاصه می کند ؛ خود بودن یا خود نبودن.اگر ما خود بودن را انتخاب کنیم رویارویی ما با جهان و هستی و خودمان با مقومات وجودی خودمان ، با مرگ و تولد و هستی خودمان از دید نویسنده اصیل است. اگر بر عکس خود نبون را انتخاب کنیم همه رفتارهای ما نا اصیل است.هر روزینگی به طور کلی شیوه های رفتارفرد نا اصیل یا دسمن است. جمادی با تاکید بر اینکه شیوه زندگی دسمن ، انجذاب و انتشار در هر روزینگی است ، اظهار داشت: بخشی از "هستی و زمان" به بررسی برخی از خصلت های دازاین هرروزینه یا دسمن می پردازد. او البته دازاین است ، اگزیستانس دارد و بدون استعلاء نیست. هیدگر در بخشهایی با تفصیل نبوغ آمیزی رفتارهای د ازاین هرروزینه را توضیح می دهد از جمله اینکه زبان برای دسمن یا دازاین هرروزینگی به صورت چیزی درمی آید که " گرده " (پرگویی ، هرزه درایی ) نام دارد. از خصوصیات دیگر دازاین هرروزینه ابهام و دو پهلویی خود خواسته است. سقوط و انتشار در آنچه که در فراداده ها و در بوده ها بوده است. |
مرد سربی
یاداشتهای شخصی
+ نوشته شده توسط حجت در سه شنبه ششم شهریور 1386 و ساعت
11:54 |
اینا رو یاد بگیر
سازنده ترین کلمه "گذشت" است.......................ان را تمرین کن.
پرمعنی ترین کلمه " ما " است.........................ان را به کار ببر.
عمیق ترین کلمه "عشق" است.........................به ان ارج بنه.
بی رحم ترین کلمه " تنفر " است.........................از بین ببرش.
خودخواهانه ترین کلمه" من " است.....................از ان حذر کن.
ناپایدار ترین کلمه " خشم" است..........................ان را فرو ببر
+ نوشته شده توسط حجت در سه شنبه ششم شهریور 1386 و ساعت
9:54 |
می توان رشته ی این چنگ گسست
می توان کاسه ی این تار شکست
می توان فرمان داد:
هان!ای طبل گران
زین پس خاموش بمان!
به چکاوک اما نتوان گفت مخوان
+ نوشته شده توسط حجت در پنجشنبه یکم شهریور 1386 و ساعت
11:7 |

